تبليغاتX
سیاسی - اجتماعی

باز کم آوردم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 23:27  توسط نگار | 

 

 

و اما حکايت امروز ما حکايت عجيبي است . حکايت قومي که نتوانسته اند همراه زمانه و همگام با آن حرکت کنند، گويا افغانستان
تنها نقطه ي کور جهان است که هيچ خط ارتباطي آنرا به ساير نقاط جهان مرتبط نمي سازند
ترسيم وضعيت افغانستان چندان دشوار نيست کافي است به همسايگان آن دقت نماييم. بيشترين مرز اين سرزمين محاط به خشکي به سرزمين
پاکستان است و شمال پاکستان سرزمين مردماني که انسانيت تو را به اندازه ي ريش تو ، اندازه مي گيرند ،
در شرق نيز حکايت عجيبي است، سرزمين ناآرامي که با قدرت نفتي خويش تمام دنيا و دموکراسي و تمدن آنرا به سخره گرفته اند
و تن به هيچ سازشي هم نمي دهند ، تمام دنيا و مردم آنرا پست قلمداد مي کنند و خود را جان جهان و کشور مهدي موعود مي خواند
و بدينسان هيچ ترمزي براي خود در هيچ قلمرويي را قبول ندارند ...
و در شمال روسيه و کشورهاي تحت سلطه ي پوتين که سالهاي سال رييس  سازمان مخوف ک،گ،ب بوده است و جهان را و خصوصا
افغانستان را تنها مي تواند در فکر خويش به سان ميدان جنگ ببيند و هر گونه صداي مخالفي را خود شخصا در گلو خفه مي کند.


و اما چگونه مي توان در اين ميان به آينده ي وطن اميد بست ؟؟؟ تنها يک معجزه مي تواند ما را از دخالت همسايگان محفوظ دارد،
معجزه اي که تنها با ارده ي پولادين تمام مردمان اين سرزمين ، از تمام اقوام حاصل شود
غلبه بر قوم گرايي اولين قدم ما مي تواند باشد که بايد محکم برداشته شود ....................................................

براستي طالبان و جبهه ي متحد در افغانستان نماد دخالت همسايگان نيستند!!؟؟
تنها نيروي غالب خارجي امروز آمريکا است که توانسته است کابل را در اختيار بگيرد و شکل ضعيف يک دولت ناتوان را
به کمک اقشار خاموش افغانستان روي پا نگه دارد ولي به راستي آمريکا تا چه زماني باقي خواهد ماند و تا کي از غرب برگشتگان
که در آنجا زندگي مرفهي داشته اند ، وضعيت دشوار افغانستان را که در محاصره ي جغرافيايي ، فرهنگي ، اقتصادي همسايگاني
چنين عجيب است ، تحمل خواهند نمود !!؟؟

وطن ما عجيب پايمال بيگانگان است ! بيش از سه دهه است که افغانستان از داشتن يک دولت قوي ، منسجم ، محافظ حقوق شهروندان ،...
محروم است.
چرا انقلاب افغانستان ، همزمان با پيروزي انقلاب در کشور همسايه شروع شد ؟؟
رهبران شيعي به چه اندازه از استقلال اقتصادي ، فرهنگي از حوزه ي قم برخوردار بوده اند؟؟؟؟


و اما امروز وضع مهاجرين افغان مقيم ايران واقعا دردآور است ، اگر ميزبان يک کشور غربي بود بايد گفته ميشد تمام آبروي
مدرنيته و فرهنگ آن ريخته ميشد ولي اينجا شرق است نه غرب ، گرچه مردم افغانستان خصوصا شيعيان با سادگي تمام
تصور مي کردند اسلام مرز ندارد ، و خونهاي بسياري براي جنگ تحميلي ايران از دست دادند ، ولي زندگي در قرن 21
جايي براي اين شعارهاي کهنه باقي نگذاشته است و اکنون افغاني ، معناي مرزهاي جغرافيايي را بهتر مي فهمد و نيز
معناي ملت را بهتر درک مي کند و شايد او لحظه اي به اتحاد ملي انديشه کند و اندکي بيشتر به اهميت قدرت ملي پي ببرد.

اين وضعيت گرچه دردآور است ولي پند آموز است مهاجر افغان بهتر از رهبران جهادي و ديني ، معناي «افغانستان واحد» را
درک ميکند ، او شايد آماده تر بسوي وحدت ملي حرکت کند اگر باز به دام  نيرنگهاي رهبران جهادي که دين را ملعبه ي سياست
ساخته اند نشود ، آنها که نمازها و دعا هايشان جز ريا و فريب نيست و خود را خداي سرنوشت افغانستان مي دانند و صداي
مخالف را در نطفه خفه نموده و تنها چون خود را محور دين مي دانند براي دين سيادت و حکومت قائل اند.

آري تنها روزي ما از اين وضعيت رقت بار خلاص مي شويم که همانند ساير ملت ها که از ما پيش افتاده اند تمام اقوام ما از
پشتون ، هزاره و تاجيک ...و تمام اقشار ما از آخوند ، دانشجو ، کارگر، ژورناليست و... نخبگان و نويسندگان ، سياستمداران،
اهالي پارلمان و... مفهوم ملت واحد ، سرنوشت واحد و ....را بفهمند.

آري هموطن از دردهاي هجرت ناراحت نباش ، از ديگران انتظار نابجاي نيکي نداشته باش که هميشه مايوس خواهي شد
آنها مفاهيم  ملت ، کارت ملي ،... را خوب فهميده اند ، آنها فهميده اند که بايد به تمام اقوام و اديان بومي کشور خويش از
زردشتي و مسيحي و کليمي ... بايد احترام گذاشت و تو را که ادعاي هم کيشي داري بسان يک حيوان هم ترحم نگذارند
اين از فهم آنهاست!!!

و انتظار ما ازکشورهاي ديگر از فهم ناقص و روستايي ماست، بي خود نيست که بيش از 80 درصد جمعيت کشورمان
روستايي اند و همانند روستائيان قرون وسطي اروپا به مفاهيم دين ، ملت، اتحاد، سياست، آزادي، کرامت،
همسايگي، مهاجرت، استقلال و ...انديشه مي کنند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 16:24  توسط نگار |